close
تبلیغات در اینترنت
مرد روضه ها

سایت کربلایی حسن توزی بندر گناوه

(( مرد روضه ها )) ناگهان سجّاده را اززیرپایش می کشند مثل حیدر(عليه السلام)درمیان کوچه هایش می کشند نامسلمانان به فکر سنّ وسالش نیستند پابرهنه،بی عمامه ،بی عبایش می کشند بی مروّت ها سوار مرکب ودنبال خود (پیرمرد)ی را(پیاده)،(بی عصا)یش می کشند با(طناب)و(دست بسته)،(سیلی) و آتش به در(ب) لحظه لحظه عکس مادر را برایش می کشند نای رفتن را ندارد در تنش اما به زور درمیان کوچه زیر دست وپایش می کشند روضه هارا در خیالش هی مجسم می کنند از مدینه نا گهان تا کربلایش می کشند *** ((زینت دوش نبی))افتاده (بی سر بر زمین) وای بر من از کجاها تا

مرد روضه ها

نویسنده ی این مطلب: سایت کربلایی حسن توزی
تاریخ ارسال مطلب: جمعه 31 مرداد 1393
مطلب در موضوعاتاطلاعات بیشتر ، شعر ،
مرد روضه ها

(( مرد روضه ها ))

 

ناگهان سجّاده را اززیرپایش می کشند

مثل حیدر(عليه السلام)درمیان کوچه هایش می کشند

 

نامسلمانان به فکر سنّ وسالش نیستند 

پابرهنه،بی عمامه ،بی عبایش می کشند

  

بی مروّت ها سوار مرکب ودنبال خود 

(پیرمرد)ی را(پیاده)،(بی عصا)یش می کشند

 

با(طناب)و(دست بسته)،(سیلی) و آتش به در(ب) 

لحظه لحظه عکس مادر را برایش می کشند

 

نای رفتن را ندارد در تنش اما به زور

درمیان کوچه زیر دست وپایش می کشند

 

روضه هارا در خیالش هی مجسم می کنند 

از مدینه نا گهان تا کربلایش می کشند

***

((زینت دوش نبی))افتاده (بی سر بر زمین) 

وای بر من از کجاها تا کجایش می کشند

 

شاه غیرت روی خاک افتاده وبی غیرتان 

نقشه ی حمله به سوی خیمه هایش می کشند

 

چون نمی برّید خنجر حنجرش را از جلو 

ناکسان این بار خنجر از قفایش می کشند

 

کاروان عصمت وتوحید را،(نامحرمان) 

کربلا تا کوفه وشام بلایش می کشند

***

اشک دختر بچه ای یک شهر را بر هم زده 

با سر باباش جان را از صدایش می کشند

***

در قنوتش رفته در فکر تمام روضه ها 

ناگهان سجاده را از زیر پایش می کشند

 

 

 

اللهم عجل لوليک الفرج

ارسال دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی